الملا فتح الله الكاشاني

165

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در اوست از ادله داله بر وحدانيت او و بر صفات جلال و نعوت كمال او كه به آن از جميع خلق مباين گشته و از حجج باهره بر عدم مشابههء او بخلق و بدانكه ذكر تسبيح در اينجا و در حشر وصف به صورت ماضى و در جمعه و تغابن به صيغه مضارع اشعار است به آنكه از شان آنچه مسند اليه است بتسبيح آن است كه در جمع اوقات و ازمان تسبيح مقارن آنست و باختلاف حالات و تعاقب آيات مختلف و متخلف نميشود يعنى تسبيح او سبحانه در جميع ازمنه و دهور از ماضى و حال و استقبال ثابتست و ذكر آن به صيغه مصدر در سورهء بنى اسرائيل ابلغست از اينمعنى زيرا كه بسبب اطلاق مشعر است بر استحقاق تسبيح از هر چيزى و در هر حالى و تعديه آن بلام به آنكه متعدى بنفسه است چون سبحته عن السوء كه منقولست از سبح بمعنى ذهب و بعد اشعار است به آنكه اين فعل از براى او سبحانه است و خالصا لوجه و اين مثل نصحت له است در نصحته و گويند كه ما در اينمقام بمعنى من است هم چنان كه ابو زيد از اهل حجاز نقلكرده كه ايشان در وقت استماع وعيد ميگفتند سبحان ما سبحت له پس بنا بر اين مراد به مسبحان سماوات و ارض ذوى العقول باشند از ملائكه و جن و انس و معنى آيه اينكه تنزيه كرد يا نماز گذارد مر خداى را هر كه در آسمانها است از فرشتگان و هر كه در زمين است از مؤمنان جن و انس * ( وَهُوَ الْعَزِيزُ ) * در حالتى كه او غالبست در هر چه خواهد * ( الْحَكِيمُ ) * دانا بوجوه صواب بهرچه فرمايد اينكلام اشعار است به آنچه مبدء تسبيح و تنزيه است و از اين قبيل است قوله تعالى * ( لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * مر او راست پادشاهى آسمانها و زمين چه او سبحانه موجد آنست و متصرف در آن و همه در قبضهء قدرت اوست و هيچكس را نميرسد كه دعوى خالقيت آن كند يا منع او نمايد در تصرف و اگر چه پادشاه عظيم القدر جليل الشان باشد * ( يُحْيِي ) * زنده مىگرداند اموات را براى بعث * ( وَيُمِيتُ ) * و ميميراند احيا را در دنيا يا احياى اموات مىكند در دنيا يعنى نطفهء را كه جماد است حيوان ميسازد و اماتهء احيا مىنمايد نزد انقضاى آجال بر وفق مصلحة و حكمت اين استيناف است با خبر مبتداى محذوف يعنى هو يحيى يا آنكه حال باشد از ضمير مجرور له و جار عامل او و معنى آنكه مر او را ثابتست پادشاهى آسمان و زمين در حالتى كه زنده ميگرداند و مىميراند * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * و او بر همه چيزها * ( قَدِيرٌ ) * تمام القدرتست يعنى قدرت تمام دارد بر معدومات بايجاد و انشا و بر موجودات بتغير و افنا و بر افعال عباد و مقدورات ايشان بقدرت دادن بر آن و سلب قدرت نمودن از آن حاصل كه هر چه خواهد كند از اماته و غير آن * ( هُوَ الأَوَّلُ ) * او است پيش از جميع موجودات و لهذا پديد